ذبيح الله صفا
533
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
و ملك الشعرائى فارس و عراق عجم و مرجعيّت در داوريهاى ادبى « 1 » لطايف و ظرايفى نيز نسبت دادهاند كه « بين الخواص و العوام مذكورست و مشهور » « 2 » . از آن جمله « گويند كه همه روز خواجه مجد الدين با اتابك سعد بن ابى بكر زنگى نرد باختى ، و چنان واقع شد كه اتابك ترك لعب نرد كرد و برين يك سال گذشت . خواجه مجد الدين اين قطعه به حضرت اتابك فرستاد ، قطعه : خسروا داشت سخاى تو مرا پار چنانك * كان نيارست زدن لاف ز هستى با من آسمان با همه تعظيم و بلندى كو راست * مىزد از روى تواضع دم پستى با من تا تو برداشتى اى شه ز سرم دست كرم * مىزند از سركين تيغ دو دستى با من ياد مىدار از آن شب كه رهى را گفتى * عمر باقى بنشين خوش چو نشستى با من آن شب آن بود كه در سر هوس نردت بود * نرد من بردم و عمدا تو شكستى با من يا رب امسال چه تدبير كنم تا چون پار * شه ببازد نَدَبى « 3 » نرد بمستى با من اتابك سعد در جواب فرمايد : از صُرّههاى مصرى يك صُرّه الف دينار * بىلَعْب نرد كردم هر سال بر تو ادرار گويند مدتهاى مديد اين سيور غال در حقّ خواجه مجد الدين مجرا بود » « 4 » . و باز از جملهء لطايفى كه به دو نسبت دادهاند لطيفهيى است كه گويند با زن خود گفت . آن بانو هنگام استزادت و گله خطاب به شوهر گفته بود « پيش از من و تو ليل و نهارى بودست ! » و مجد گفت « اگر پيش از من بوده پيش از تو بارى نبوده ! » « 5 » و اين لطيفه را
--> ( 1 ) - اين صفات و نعوت همه مأخوذ است از كلام دولتشاه در وصف مجد همگر . رجوع كنيد به تذكرة الشعراء ص 196 ( 2 ) - ايضا همان صحيفه ( 3 ) - در اصل مدتى ، و ندب يعنى بازى ( 4 ) - ايضا تذكرة الشعراء دولتشاه ص 196 - 197 ( 5 ) - لطايف الطوايف ص 329